کتابخوانی ناصر زراعتی

یکی از بهترین کارهایی که ناصر زراعتی در این سال ها دارد انجام می دهد کتابخوانی است. این کار بخصوص برای کسانی خوب است که فرصت کتاب خواندن ندارند و می توانند همان طور که مشغول کار و زندگی هستند به کتاب ها گوش بدهند.

این هم آدرس یک سری از کتاب هایی که خوانده است

Advertisements

نگاهی به دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد، آناهیتا زنگنه. (ویدئو)

اگر چه هیچ کدام از این توضیحات دلپذیرتر از یک بار دیگر خواندن خود رمان «دکتر نون…» نیست، اما حرف های خانم زنگنه ذهن خواننده را کمی روشن می کند.

در ضمن امیدوارم کسی تا حالا توضیح نداده باشد که یکی از وجوه اشتراک بوف کور و شازده احتجاب و دکتر نون، راوی های دوست  داشتنی این سه رمان است؛راوای هایی که در عمق فلاکت و درد زیبا هستند. مثل راوی مد ومه که زیباست، مثل راوی سوره الغراب که زیباست. (البته خودم از همه ی اینها زیباترم.)

 

خالی بندان سرزمین ننه م، رضا براهنی و گرفتن فوق لیسانس در دو ساعت

وقتی به استانبول رسیدم از آن‌جا خیلی خوش‌ام آمد. سری به دانشگاه‌اش زدم و به دپارتمانِ زبانِ انگلیسی‌اش. دیدم جلسه‌ای هست و همین که وارد شدم یکی به من گفت بنشین و من هم نشستم. داشتند درباره‌ی ادبیات صحبت می‌کردند. من هم به انگلیسی حرف‌هایی زدم. جلسه تمام شد، آن‌ها پا شدند رفتند و من ماندم. استادی بود و به من گفت شما چرا نمی‌روید. گفتم که شنیده‌ام استادهای امریکایی انگلیسی در این‌جا زبان درس می‌دهند و می‌خواستم بدانم این‌جا درس‌خواندن چه طور است. پرسید که شما انگلیسی را کجا آموخته‌اید؟ گفتم وقتی امریکایی‌ها آمدند ما با آن‌ها انگلیسی صحبت می‌کردیم و من خودم زبان را یاد گرفتم. خلاصه کنم که به من گفتند اگر این‌جا بمانی بلافاصله تو را می‌بریم به دوره‌ی پی.اچ.دی. در نتیجه من فوقِ لیسانس‌ام را در عرضِ همان دو ساعت و بحث‌هایی که به انگلیسی کرده بودم گرفتم.
اندیشه ی پویا ش 5 ، گفت وگو با سروش دباغ