الفبای بی فرهنگی 37، تکثیر چهره ی پلیس عاشق

نویسنده ای که گاهی عکس های دیدنی یا موضوعات خواندنی را برای من هم می فرستد، امروز عکسی برایم فرستاده بود که از پنجره ی یک ماشین پلیس گرفته شده بود. پلیسِ جوان، زنی را (معشوق یا همسر یا هر نام دیگری که می خواهد داشته باشد) با دست راست به خود فشرده است و زن دارد گونه ی او را می بوسد. چهره ی پلیس در این عکس کاملاً مشخص است ولی چهره زن نیم رخ است و طرّه ای از موها جلو چشمانش را گرفته است. یعنی پلیس جوان به سادگی قابل شناسایی است.

یک بار دیگر می نویسم: چهره ی پلیس جوان در این عکس به سادگی قابل شناسایی است.

من نمی دانم چه کسی این عکس را گرفته است و منتشر کرده است، اما این را می دانم که تکثیر این عکس توسط یک نویسنده آن هم در جمهوری اسلامی کاری صد در صد به دور از شرافت و انسانیّت است. در سرزمینی که رهبرانش آن قدر پفیوز اند که چنین بوسه ای را برنمی تابند، چرا باید از آن عکس گرفت و روی اینترنت گذاشت؟ که چی بشود؟ که بگوییم پلیس هم خودش عین ما عشق می کند اما ما را از عشق کردن محروم می کند؟ چه کسی می تواند به من و تو ثابت کند این همان پلیس است که ما را از بوسیدن محروم می کند؟ من فکر می کنم پلیسی که بتواند عشق بورزد همان پلیسی نیست که می تواند مانع عشق ورزیدن من و تو بشود. (یعنی دست کم می توانم شک کنم که این همان پلیس باشد) آیا با تکثیر تصویر این پلیس، او را، یکی مثل خودمان را، لو نمی دهیم؟ گیرم یکی، جوانی، پیری، لحظه ای بلاهت کرد و این عکس را گرفت و گذاشت روی نت، چطور یک نویسنده، یک منتقد (روشنفکر؟؟؟) می تواند آن را تکثیر کند؟ چه تفاوتی بین این عکاس و این نویسنده است با آنان که عشق را در گذرگاه ها تازیانه می زنند؟