مد و مه، ابراهیم گلستان، متن کامل

مد و مه، ابراهیم گلستان

از سایت خیشخانه برداشته شده است. حجم پرونده هفت و دو مگابایت است (دانلود کردن آن کمی طول می کشد). برای خواندن این جا کلیک کنید.

به این می گویند با کیر مردم جَلق زدن

همیشه آدم هایی پیدا می شوند که به قول بچه های جنوبِ تهران ِ جوانی های ما، با کیر مردم جلق می زنند. این بنده خدا هم که این صفحه را به اسم من درست کرده، هر چند وقت یک بار با حذف یک «O» یا «U» از نام فامیلی من این کار را می کند.

البته هر کس می تواند از راه دور، همین جوری، هی، گاه گاه، با کیر من یا  شاملو یا  اخوان جلق بزند. ما که کاری نمی توانیم بکنیم جز این که بگوییم باز یکی مال ما را گرفته دستش و بعله دیگه. فقط لازم است بگویم:

من هیچ وقت با اسم  احمدی نژاد و    خاتمی و این ها جلق نمی زنم(آخه نه خوشگلند نه صداشون قشنگه)، شاملو و اخوان هم که نیازمند توضیح دادن من نیستند.

تصویر زیر، اثر انگشت کسی است که گویا یک سالی با مال ما و شاملو و اخوان جلق می زده، آن هم با کدام سوژه؟ احمدی نژاد و خاتمی!

چاپ هفتم «نگران نباش»

دیروز در رادیو زمانه نقدی خواندم که چند کتاب را «مشتی داستان بی مایه» خوانده بود. من از کتاب هایی که اسم آورده است فقط یکی را خوانده ام و چون آن یکی، یعنی «نگران نباش» یکی از بهترین داستان هایی است که در این دو سه سال اخیر خوانده ام، وسوسه شدم که بفهمم این داستان چند تا چاپ شده است، و وقتی فهمیدم چاپ هفتمش توی بازار است به قول بر و بچه های خودمان یک عالمه خوش خوشانم شد. اگر چه نقدی که این کتاب را بی مایه خوانده باشد از نظر من اعتباری ندارد اما خُب لینکش این است.

زیبایی صدیقه خانم یا صدای زیبای شهرنوش پارسی پور

یکی از زیباترین صداهایی که در زندگی ام شنیده ام، صدای شهرنوش پارسی پور است، به خصوص وقتی که دارد خاطراتش را مرور می کند. زیباست چون  شنونده را به سوی دیدن زیبایی هُل می دهد.

آرام هُل می دهد؛

مهربان هُل می دهد؛

و سِمِج؛

هفته به هفته؛

شماره به شماره؛

به گونه ای که خشونت «هُل دادن» را از آن می گیرد.

به گزارش زندگی، شماره ی 175، «صدیقه خانم» گوش کنید.