سلوکی انسانی به سوی آزادی، مهدی خلجی

در میان نویسندگان ایرانی، به خصوص رمان نویسان، به ندرت دیده ام کسی به این گستردگی و به این سادگی و به این روشنی از فضایی که داستانش در آن می گذرد حرف بزند.

من که دوبار خواندمش. بخوانید.

سینه زنی با شعر خیام

خیلی بد است آدم دانش موسیقی نداشته باشد، اما بدتر از آن این است که حتی بدون داشتن دانش موسیقی هم بشود تشخیص داد که با این شعر خیام در این دستگاه و گوشه و زاویه و پسله (که گروه کامکاران می نوازند و می خوانند) می شود سینه زد، البته زنجیر هم اگر آدم داشته باشد بدون شک می شود زد . من نفهمیدم چه جادویی توی این دم و دستگاه موسیقی ایرانی است که چه توی ایران بزنند چه توی ناف پاریس، می شود باهاش سینه زد و زنجیر.

می گویید نه، خودتان ببینید.

مروری بر قانون اساسی ولايت فقيه، سراب ظرفيت‌های اجرا نشده آن، محمد جعفری

دوست ندارم این جمله را بنویسم، اما دقیق شدن به جزئیات قانون اساسی، یعنی خواندن فاتحه ای برای میر حسین موسوی و کروبی و خاتمی و رفسنجانی ِ پسته خر ِ پسته خور ِ پسته فروش، و سیّد، میّدهای خارج نشین طرفدارشان.

بخوانید.

«اشغال سفارت، مبارزه‌ی خشونت‌آمیز نیست»

این لینک را به خاطر جناب سیّد ابراهیم نبوی صلوات الله علیه و شرکاش این جا می گذارم که شاید یک ذرّه فهم شون بره بالا و همین جوری تخمی تخمی هارت و پورت نکنن که هر کی سفارت اشغال کنه عوضی است. جناب سیّد و شرکاش بخوانند.

نظریات ابلهانه ی آبجی خانوم شاهرخی راجع به قیصر و داش آکل و گوزن ها و طوقی

اگر چه سال هاست که از فیلم های مسعود کیمیایی حالم به هم می خورد، اما این جمله های آبجی خانوم شاهرخی، ابلهانه ترین کلماتی است که امروز و با نگاه یک فمینیست چُسکی می شود راجع به فیلم قیصر به کار برد که در 42 سال پیش ساخته شده است.البته چرندیاتش راجع به داش آکل کیمیایی هم از همین خانواده است و مزخرفاتش راجع به گوزن ها یا حتی طوقی علی حاتمی که معلوم نیست چرا آبجی ِ ما بهش ارادات دارد.

من نمی دانم کدام گوساله ی فرانسوی به این آبجی خانوم ما مدرک کلاس اول ادبیات تطبیقی داده و ولش کرده به امان خدا که هر چرندیاتی که  می خواهد راجع به ادبیات و تئاتر و فیلم و باله و اپرا سر هم کند.