ده سال بعد؛ فرزانه طاهری با همسرش سخن می گوید

گمانم اگر گلشیری این متن را می شنید می گفت: گاهی حذف کلمات ادبی، خودِ ادبیات است. برای بیان احساسات، اصلاً نیازی به کلمات قلنبه سُلمبه نیست. بشنوید.

قهقه با هادی خرسندی

اول ها فکر می کردم فقط خودم هستم که دنیا به تخمم است. اما از وقتی هادی خرسندی را دیدم، به قول قدیمی هاش جلوش لُنگ انداختم. حتی وقتی می رود برای نوه اش جغجغه بخرد، اول خودش یک چند دقیقه ای با جغجغه هه عشق می کند. اگر هفته ی پیش دوربین داشتم می توانستم یک فیلم سه ساعته ازش بگیرم که شما ببینید چه جوری با جغجغه و فرفره و تیله انگشتی و این چیزها وعشق می کرد. این سه نقطه هم مال آن چیزهایی است که فقط هادی خرسندی برای نوه اش می خرد.  در رادیو فردا بشنوید.

ده شب شعر در انستيتو گوته مهرماه ۵۶

یادگار کانون نویسندگان ایران در سال 56 در وبلاگ گیتا مهدوی. به نظرم حرف های بهرام بیضایی صادقانه ترین و بنیادی ترین کلماتی است که بیان کردنش نیازمند شجاعت است (بیضایی تنها کسی است که حتی در آن موقعیت به شنوندگانش باج نمی دهد.)  بشنوید.

شیخ و فاحشه

این فایل از روی فیس بوک جام برسنگ برداشته شده است. فکر کنم این جا منظور از شیخ، یا رفسنجانی است یا یزدی یا یکی از فک و فامیل های همین جاکش ها که مردم همیشه برایشان وسیله اند. و بیچاره این مردم که باید سال ها صبر کنند تا این جاکش ها با همدیگر چپ بیفتند و توی خط و نشان کشیدن هایشان برای همدیگر تازه معلوم شود که بر سر این مردم مفلوک چه آورده اند.

برای شنیدن این جا کلیک کنید.

پاسخ مهسا محب علی به چند سئوال فرنگیس حبیبی- رادیو فرانسه

این سئوال ها را جع به داستان ِ محشر ِ مهسا محب علی است به اسم «نگران نباش» که سال پیش همین جا نوشتم از خواندنش کیف کردم و متأسفم که روی نت نیست که لینکش را این جا بگذارم.

برای شنیدن این جا کلیک کنید.

پاسخ سهیلا بسکی به چند سئوال فرنگیس حبیبی- رادیو فرانسه

این سئوال ها راجع به کتاب «ذرّه» است که روی همین سایت می توانید آن را بخوانید و از زبان بی پروایش کیف کنید و بیاموزید.

برای شنیدن این جا کلیک کنید.

پاسخ نسیم خاکسار به چند سئوال فرنگیس حبیبی-رایو فرانسه

این سئوال ها راجع به مقاله ی «حکایت شرحه شرحه شدن» است که روی همین سایت می توانید بخوانید.

برای گوش دادن این جا کلیک کنید.

کنسرت نامجو و گلشیفته در میلان

گفتم: وقتی به حضور گلشیفته در این ویدنو دقت می کنم، برای هزارمین بار به یاد می آورم که آزادی مساوی است با زیبایی. رها کردن خود و پنهان نکردن لذّتی که از خواندن می برد، گرفتگی ِ دل را تبدیل می کند به شادی ِ دل.

گفتم: البته کار این موسیقی همین است.

گفتم: این هم به اعتبار آزادی است.