این سئوال ها را جع به داستان ِ محشر ِ مهسا محب علی است به اسم «نگران نباش» که سال پیش همین جا نوشتم از خواندنش کیف کردم و متأسفم که روی نت نیست که لینکش را این جا بگذارم.
1- خواستم به عنوان یک علاقمند تئاتر، پیشنهاد کنم که به جای قیرستان نوردی یک شب تئاتر برگزار کنیم و در آن شب، یاد سه نمایش نامه نویس معاصر ایرانی (مفید – ساعدی – رادی را با هم) در سالن تئاتر گرامی بداریم.
2- خانم لنکرانی(همسر ساعدی) هم بهتر است به جای حرام کردن پول قهوه و شیرینی و خرج دادن به رفقا، آن مبلغ را هزینه ی سالنی برای یادبود ساعدی کنند. و اگر توان مادی اش را دارند ایشان می توانند بودجه و یا بورسی به نام ساعدی برای دانشجویان تئاتر تدارک ببینند تا به این شکل.
3- خلاصه خارج از کارد رفیق بازی و باندبازی، و سرانجام خارج از چشم انداز تنگ و عبوس اربابان سیاسی، تئاتری ها می توانند خیلی کارها بکنند.
در ضمن بدانید و آگاه باشید که آبجی شاهرخی برای زلزله ی بم، و بچه های خیابانی، و غیره (که ننوشته است یعنی چی) به حساب شیرین عبادی پول واریز کرده (البته ننوشته است چه قدر) ولی و شیرین عبادی ِ نامردی کرده و پول آبجی شاهرخی را (البته ننوشته است چه قدر) خورده است. همین مانده بود که برنده ی جایزه ی نوبل هم پول آبجی شاهرخی را بخورد. این هم سندش که برگرفته شده است (کپی نشده ها) از سایت آبجی خانوم شاهرخی:
4- شیرین جون یعنی باز پول بفرستیم به حساب های خارج از کشور که برود پیش همان پولهایی که برای بم و بچه های خیابانی و غیره به حساب شما واریز کردیم و معلوم نشد چی شد ؟
وقتی به کلمات عضو سازمان مجاهدین و انجمن پادشاهی دقت کنیم مطمئن می شویم جمهوری اسلامی همچنان همان گُهی است که در دوران خمینی، رهبر ِ عطالله مهاجرانی (ها) بود، و بعدها هم چیزی به اسم جمهوری اسلامی (سبز باشد یا سرخ یا سرمه ای) همین گُه است که الان هست.
این فیلم اثر یک فیلمساز فرانسوی به نام آلبرت لاموریس است که در سال
۱۹۷۰تکمیل شد. وی در یک سانحه هلی کوپتر در سد کرج کشته شد. فیلم
باد صبا هیچ وقت در ایران نمایش داده نشد. وزارت فرهنگ و هنر آن
زمان در ساختن این فیلم لاموریس را پشتیبانی کرد. ۸۵ درصد صحنهها از
بالا توسط هلی کوپتر گرفته شده که به آن جاذبه به خصوصی میدهد. رقص زنان
شالی کار شمالی در انتهای فیلم بسیار طبیعی و زیبا است. مدت آن ۷۰ دقیقه است
اکنون که بیست و دومین سالگرد درگذشت غلامحسین ساعدی فرا می رسد، در ساعت 15 روز شنبه سیام آبان ماه 1388مطابق با بیست و یکم نوامبر 2009 بر مزار او گرد هم میآئیم تا یاد همواره بیدار نویسندهء بزرگ ایران را گرامی داریم.
همسر و دوستان
(گورستان پرلاشز، قطعه 84، مترو: خط 3، ایستگاه «گامبتا»)